تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر

تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر و مواردی که طی سالیان دراز در این کشور اتفاق افتاده دانمارک را به کشوری که امروز هست تبدیل کرده است ، اگر شما نیز به زندگی در کشور دانمارک علاقه دارید و دوست دارید که با مردم این کشور ارتباط برقرار کنید حتما تا انتهای این مطلب با مشاورین هلدینگ مهاجرتی رجبی همراه باشید.

دانمارک یکی از بهترین کشور ها برای ادامه تحصیل است ، اگر هدف شما از تحقیق درباره دانمارک ، تحصیل در این کشور است توصیه می کنیم در کنار این محتوا مقاله تحصیل در دانمارک را نیز حتما بخوانید و با کلیات اخذ پذیرش و تحصیل برترین رشته ها در این کشور آشنا شوید.

مانند تمام کشورهای دنیا تاریخ دانمارک از گذشته تا معاصر را می توان به دو دوره کلی دوران ماقبل تاریخ و دوره تاریخی تقسیم کرد ، متاسفانه امروزه منابع تاریخی مکتوب زیادی از دوران ماقبل تاریخ دانمارک در دسترس نیست و موارد مکتوب به بعدی از تاسیس موسسات قرون وسطایی برمی گردد.

اما در سالهای اخیر باستان شناسان و دیگر متخصیصن موفق شده اند که در مورد نحوه زندگی مردمان اولین کشور دانمارک اطلاعات مفیدی به دست آوردند که در ادامه به آنها اشاره می کنیم با ما در شرکت مهاجرتی رجبی به شماره ثبت ۵۶۲۰۵۱ ( موسسه حقوقی رجبی ثبت ۴۰۴۵۱ ) همراه باشید.

نکته : دوران های مختلف تاریخ دانمارک در این مقاله بررسی و تحلیل شده اند که نام هر دوره در بخش فهرست مطالب لیست شده است و البته این لیست به مطلب مورد نظر آن لینک است ، با انتخاب هر دوره تاریخی مطلب ارائه شده را مطالعه خواهید کرد.

در پایان هم می توانید نظرات و سوالات خود را در خصوص مسایل مختلف مهاجرتی در بخش دیدگاه درج کرده و پاسخ کارشناسان ما را دریافت نمایید.

فهرست مطالب
تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر

اولین ساکنان دانمارک

طبق تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر ورود اولین ساکنان دانمارک به حدود 12000 سال قبل از میلاد و زمانی که آب و هوا گرم شد و یخچال های طبیعی دوران پلیستوسن (حدود 2600000 تا 11700 سال پیش) در حال آب شدن بودند ، باز می گردد.

این افراد احتمالا شکارچیان و ماهیگیرانی بودند که با مهاجرت از جنوب و شرق اروپا وارد کشور دانمارک شدند ، جالب است بدانید اولین ساکنان این منطقه درست پس از یخبندان به اصطلاح دوره بورئال ، جمعیت های بسیار کوچک و پراکنده ای بودند که از شکار گوزن شمالی و سایر پستانداران خشکی و جمع آوری میوه هایی که آب و هوا قادر به تولید آن بود ، زندگی می کردند.

بر اساس تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر در حدود 8300 سال قبل از میلاد ، به صورت ناگهانی دما در دانمارک افزایش یافت ، دانمارک با دمای تابستان حدود 15 درجه سانتیگراد (59 درجه فارنهایت) ، به جنگل های انبوهی از آسپن ، توس و کاج تبدیل شد و گوزن های شمالی به سمت شمال حرکت کردند و تنوع گیاهی و جانوری در این منطقه افزایش یافت.

امروزه اعتقاد بر این است که شکارچیان اولیه به صورت عشایری زندگی می کردند و از محیط های مختلف در زمان های مختلف سال بهره برداری می کردند و به تدریج به سمت استفاده از کمپ های نیمه دائمی رفتند.

منتظر شما هستیم!

مشاوره رایگان

تجربه مهاجرت امن و آسان با دریافت مشاوره های صحیح از کارشناسان خبره رجبی! 

کارشناسان مهاجرتی رجبی

سوالی دارید؟

مشاوره دقیق و رایگان ما را از دست ندهید.

عصر سنگ و برنز در دانمارک

آثار به جا مانده از تپه‌ های صدفی توسعه تدریجی جامعه شکارچی یا گردآورنده عشایری را نشان می ‌دهد که ابزارها و سلاح‌ های آن ها به مرور زمان پیشرفت کند و پیچیده تر می شود ، با آغاز هزاره چهارم قبل از میلاد ، در دوره نوسنگی یا همان عصر هجر ، فرهنگ دهقانی در دانمارک پدیدار شد ، زیرا مردم ساکن آنجا ابزارهای سنگی خود را توسعه دادند ، شروع به نگهداری از دام کردند و کشاورزی را پذیرفتند.

اولین کشاورزان شروع به پاکسازی زمین در جنگل ها برای کشتزارها و روستاها کردند و پس از حدود 3500 سال قبل از میلاد قبرهای بزرگ و چند نفره ساختند ، در حدود 2800 سال قبل از میلاد ، فرهنگ تک گوری به مرور پدیدار شد.

بر اساس تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر عصر سنگ و برنز در دانمارک ، از حدود 1500 سال قبل از میلاد ، فرهنگی را نشان می داد که مردگان خود را با کالاهای دنیوی خود در زیر گوردخمه ها دفن می کرند ، یافته های فراوان طلا و مفرغ از این دوران شامل مصنوعات مذهبی زیبا و آلات موسیقی است و اولین شواهد از طبقات اجتماعی و طبقه بندی را ارائه می دهد.

عصر سنگ و برنز در دانمارک

در آخرین مرحله از عصر سنگ و برنز در دانمارک در دانمارک ، به اصطلاح دوره خنجر (حدود 2400 تا 1700 قبل از میلاد) ، سنگ چخماق با تولید شاهکارهای فنی ، از جمله خنجرها و سر نیزه‌ های مدل ‌سازی شده از سلاح‌ های فلزی که وارد می ‌شد ، به اوج خود رسید.

عصر آهن در دانمارک

در طول عصر آهن در دانمارک آب و هوای این کشور و جنوب اسکاندیناوی سردتر و مرطوب‌ تر شد و این تغییر آب و هوا کشاورزی را محدود کرد و زمینه را برای مهاجرت گروه‌ های محلی به سمت جنوب به آلمان فراهم کرد ، در این زمان مردم شروع به استخراج آهن از سنگ معدن در باتلاق های ذغال سنگ نارس کردند ، شواهدی از نفوذ فرهنگی قوی سلتیک از این دوره در دانمارک و در بسیاری از شمال غربی اروپا آغاز شده است و در برخی از نام‌ های مکان قدیمی ‌تر باقی مانده است.

از قرن اول تا پنجم ، امپراتوری روم به طرق مختلف با یوتلند و جزایر دانمارک تعامل داشت ، از تجارت تا روابط احتمالی ، بنابراین از این دوره به عنوان عصر آهن روم یاد می شود.

استان‌های رومی ، که مرزهایشان کمتر از دانمارک بود ، همچنان مسیرهای تجاری و روابط خود را با مردم دانمارکی یا پیش ‌دانمارکی حفظ کردند ، همانطور که یافته ‌های سکه ‌های رومی نشان می ‌دهد ، قدیمی ترین کتیبه های رونیک شناخته شده به قرن بیستم باز می گردد ، به نظر می رسد که بخشی از اشراف جنگجوی دانمارکی در ارتش روم خدمت می کردند.

همانطور که گفتیم در زمان عصر آهن ، دانمارکی ها با امپراتوری روم ارتباط تجاری برقرار کرده بودند و کالاهایی مانند پوست حیوانات و کهربا را تجارت می کردند در سال 200 پس از میلاد مردم دانمارک شروع به استفاده از زبان رونی کردند.

عصر وایکینگ ها در دانمارک

عصر وایکینگ ها در دانمارک

عصر وایکینگ ها در دانمارک یکی از بدنام ترین دوره های تاریخ دانمارک به شمار می رود ؛ مردم دانمارک از جمله افرادی بودند که به عنوان وایکینگ ها در طول قرون 8 تا 11 شناخته می شدند ؛ وایکینگ ها کشتی سازان و ملوانان فوق العاده ای بودند ، کشتی ‌های بزرگشان به خوبی ساخته شده بودند ، مزیت لازم برای فتح از طریق دریا را به آنها می ‌داد.

وایکینگ برای اولین بار در قرن نهم ، در مسیر خود از جزایر فارو ، ایسلند را کشف کردند و در آن ساکن شدند ، از آنجا در گرینلند و وینلند نیز مستقر شدند ، آنها با استفاده از مهارت های عالی خود در کشتی سازی و ناوبری به بخش هایی از فرانسه و جزایر بریتانیا حمله کردند و آن ها را فتح کردند ، وایکینگ های دانمارکی در بریتانیا ، ایرلند ، فرانسه ، اسپانیا ، پرتغال و ایتالیا بیشترین فعالیت را داشتند و این افراد به خوبی کار با آهن را بلد بودند و توانستند سلاح های خیلی خوبی از آهن بسازند.

حملات وایکینگ ها در امتداد سواحل فرانسه و هلند در مقیاس وسیع بود ، پاریس در قرن دهم محاصره شد و دره لوآر ویران شد ، به یک گروه از دانمارکی ‌ها اجازه سکونت در شمال غربی فرانسه داده شد ، به شرطی که از این مکان در برابر حملات آینده دفاع کنند ، در نتیجه این منطقه به «نرماندی» معروف شد و این نوادگان این مهاجران بودند که در سال 1066 انگلستان را فتح کردند.

ساختار اجتماعی در عصر وایکینگ ها

طبق تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر در عصر وایکینگ ساختار اجتماعی به مرور تکامل یافت ، در آن زمان جامعه ی دانمارکی به احتمال زیاد به سه گروه اصلی تقسیم می شد: نخبگا ن، مردان و زنان آزاد، و ترال ها (بردگان) ، با گذشت زمان ، اختلافات بین اعضای نخبگان افزایش یافت و در پایان دوره مفهوم سلطنت ظاهر شد ، وضعیت نخبگان در حال تبدیل شدن به موروثی بود و شکاف بین نخبگان و دهقانان آزاد بیشتر شد ، برده داری از قرون وسطی دوام نیاورد.

در مورد نقش و جایگاه زنان وایکینگ در میان محققان بحث های زیادی وجود داشته است ، اگرچه جامعه به وضوح مردسالار بود ، زنان حق طلاق داشتند و می توانستند دارایی داشته باشند و برخی از زنان استثنایی نقش‌های رهبری را در جوامع خانگی خود به عهده گرفتند ، زنان همچنین نقش اقتصادی مهمی مانند تولید پارچه های پشمی ایفا کردند.

در حالی که هیچ خط مشخصی نمی توان ترسیم کرد ، دوران وایکینگ ها در اواسط قرن یازدهم به پایان رسید ، بسیاری مسیحی شدن اسکاندیناوی ها را باعث پایان غارت وایکینگ ها می دانند ، اما تمرکز قدرت موقت نیز به طور قابل توجهی به افول وایکینگ ها کمک کرد. همانطور که مغول ها بیشتر به سمت غرب حرکت کردند ، مسیرهای رودخانه شرقی وایکینگ ها را بستند ، که بازرگانان اروپای جنوبی و مرکزی به طور فزاینده ای مسیرهای زمینی و مدیترانه ای را جایگزین کردند.

با دانمارک از جنبه های مختلف آشنا شوید ؛ اطلاعات مقالات زیر کاملاً به روز هستند.

قرون وسطی در دانمارک

در طول دوره ای که مورخان آن را قرون وسطی در دانمارک می نامند ، با شروع قرن یازدهم ، ساختارهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی که محققان با جامعه اروپای قرون وسطی مرتبط کرده اند ، به دانمارک و همچنین سایر مناطق وایکینگ اسکاندیناوی آمد.

بر اساس تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر در پایان قرن سیزدهم ، سیستم‌ هایی که اکنون به عنوان فئودالیسم و مانورالیسم شناخته می‌شوند ، زندگی بسیاری از مردم را تشکیل می‌ دهند و کلیسای مسیحی استوار شده بود.

با این حال تعیین اختیارات حاکمان کشور با مشکلاتی همراه بود ، نبردهای متعاقب آن برای تاج و تخت و همچنین مبارزات برای قدرت بین اشراف و پادشاه ، برای قرن ها ادامه داشت ، تعیین مرزهای پادشاهی نیز مشکلاتی را به همراه داشت و پادشاهان دانمارکی مجبور شدند از قلمرو خود در برابر نیروهای مختلف خارجی دفاع کنند.

شما می توانید گروه مشاورین رجبی را در شبکه های اجتماعی مختلف نظیر اینستاگرام همراهی کنید یا از طریق تلفن های تماس با ما در ارتباط باشید.

قرون وسطی در دانمارک

اواخر قرون وسطی دانمارک

نبرد بین اشراف و پادشاهان تا حد زیادی تعیین کننده سیاست اواخر قرون وسطی دانمارک بود ، پس از قتل پادشاه اریک پنجم در سال 1286 ، اریک ششم ،که هنوز خردسال بود ، به عنوان شاه انتخاب شد ، شاه پس از رسیدن به سن بلوغ ، درگیر ماجراجویی های نظامی در خارج از کشور ، به ویژه در شمال آلمان شد و با مرگ او در سال 1319 ، کشور به شدت در بدهی قرار گرفت.

جانشین اریک ششم برادرش کریستوفر دوم شد که توسط اشراف مجبور به امضای منشور سخت تاجگذاری شد ، با این حال ، او منشور را رعایت نکرد و پس از نبردی با بزرگان و کنت هلشتاین به تبعید رانده شد ، در این مرحله طلبکاران پادشاهی ، عمدتاً اربابان بزرگ دانمارک و ایالات شمالی آلمان ، قدرت قابل توجهی به دست آورده بودند ، از سال 1326 تا 1330 دوک جوان یوتلند جنوبی ، والدمار ، زیر نظر نایب السلطنه کنت هلشتاین حکومت کرد ، کریستوفر دوم در طی سالهای 1330-1332 به تاج و تخت بازگشت اما در طول سلطنت او ، پادشاهی با شورش دهقانان ، اختلافات کلیسا و مبارزه با هلشتاین ، که تقریباً تمام کشور را در گرو گرفت ، تقسیم شد.

پس از مرگ کریستوفر در سال 1332 ، پادشاه جدیدی انتخاب نشد ، کنت های هلشتاین تا سال 1340 بر کشور حکومت کردند تا اینکه گرهارد هلشتاین به قتل رسید ، سپس پسر کریستوفر با نام والدمار چهارم آترداگ بر تخت سلطنت نشست.

ساختار اجتماعی در اواخر قرون وسطی

در اواخر قرون وسطی مردم دانمارک به طبقات اجتماعی مختلف تقسیم می شدند ، اشراف ویژگی های طبقه را توسعه دادند ، قبل از قرن پانزدهم ، هر دانمارکی می‌توانست به یک نجیب تبدیل شود ، مشروط بر اینکه بتواند با هزینه شخصی خود به پادشاه خدمات نظامی ارائه دهد ، در مقابل ، او از همه مالیات ها معاف می شد.

با این حال ، بر اساس تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر از قرن پانزدهم ، فرد باید نشان می داد که اجدادش حداقل برای سه نسل از معافیت مالیاتی برخوردار بوده اند ، علاوه بر این ، پادشاه در صدد برآمد که حق صدور عناوین اشرافیت را به عهده بگیرد. این اقدامات به محدود کردن تعداد اشراف در پادشاهی کمک کرد.

در طول قرن پانزدهم طبق تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر ، اشراف 264 خانواده بودند ، اما این تعداد در سال 1500 به 230 و در سال 1650 به 140 (شامل حداکثر 3000 نفر) کاهش یافت ،  خانواده های گیلدنستجرن و روزنکرانتس (که نام آنها در هملت ویلیام شکسپیر به یادگار مانده است) از مهمترین آنها بودند.

وبینار مهاجرت و چالش های پیش رو

در این وبینار شما با تمامی چالش ها و دغدغه هایی که افراد به هنگام مهاجرت دارند آشنا شده و راه کارهایی مناسب و کاربردی درباره هر یک را خواهید آموخت.

برای زندگی در هر کشور باید اطلاعات مناسب و کافی درباره بسیاری از جنبه ها داشته باشید ؛ برای مثال هزینه های زندگی در هر کشور می تواند چالش برانگیز باشد ؛ در خصوص دانمارک در مقاله هزینه های زندگی در دانمارک می توانید جزئیات این هزینه ها را بخوانید.

منتظر شما هستیم!

مشاوره رایگان

درج شماره تماس شما را در لیست تماس برترین کارشناسان ما قرار میدهد!

کارشناسان مهاجرتی رجبی

سوالی دارید؟

مشاوره دقیق و رایگان ما را از دست ندهید.

کشاورزی در اواخر قرون وسطی

کشاورزی صنعت اصلی باقی ماند ، زمین های زیر کشت ، به غیر از حدود 1000 عمارت، شامل حدود 80000 مزرعه بود که در گروه های 5 تا 20 تایی به عنوان روستا در کنار هم قرار گرفتند ، این مزارع به طور مشترک توسط کشاورزان دهقانی اداره می شدند ، خواه مزارع خود را به عنوان مالکیت آزاد یا مالکیت مالکیت داشته باشند.

در سال 1500 حدود 12000 دهقان مالک مزارع بودند ، حدود 18000 نفر از دهقانان صاحب کپی در اراضی تاجداری بودند و حدود 30000 نفر نیز مستأجر زمین های متعلق به کلیسا یا اشراف بودند.

بر اساس تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر دهقانان در اواخر قرون وسطی دچار افول شدند ، عواملی مانند شیوع طاعون در اواسط قرن چهاردهم ، سلب مالکیت زمین های دهقانی و مهاجرت جوانان از مزارع به شهرها منجر به کمبود نیروی کار و کاهش تولیدات کشاورزی شد.

تعداد قابل توجهی از مزارع دهقانی و حتی کل روستاها متروکه شدند ، اشراف – به ویژه در نیوزیلند ، فونن (فین) و جزایر کوچکتر- با تأسیس vornedskab ، نهادی که مانند رعیت ی، مردان و زنان دهقان را به دارایی محل تولدشان می‌بست ، به این بحران پاسخ دادند.

والدمار چهارم آترداگ

والدمار چهارم آترداگ

پادشاه جدید با خواهر دوک یوتلند جنوبی ازدواج کرد که محله شمالی یوتلند شمالی را به عنوان جهیزیه خود داد ؛ او سلطنت خود را با اتحاد مجدد دانمارک به عنوان اولویت اول خود آغاز کرد ، او با فروش استونی (1346) و اخذ مالیات اضافی ، برخی از مناطق گروگانی را پس گرفت و برخی دیگر را با مذاکره یا زور اسلحه بازگرداند.

در سال 1360 اسکان را که تحت سلطه سوئد قرار گرفته بود و یک سال بعد جزیره گوتلند سوئد را فتح کرد ، بدین ترتیب دانمارک دوباره متحد شد. قدرت سلطنتی در دوران والدمار چهارم آترداگ تقویت شد ، شاه موفق شد یک سلسله شورش ها را توسط بزرگان برجسته سرکوب کند و در یک هوف در سال 1360 "صلح بزرگ ملی" بین پادشاه و مردم به توافق رسید.

هوف یک شورای ملی متشکل از اسقف اعظم ، اسقف ‌ها و لنزموندها (دستمال‌کشان) از قلعه‌ های اصلی جایگزین شد (دادگاه قانون) پادشاه به دادگاه عالی تبدیل شد ؛ والدمار همچنین به مشکلات عمده اقتصادی حمله کرد ، پس از همه‌گیری مرگ سیاه در سال 1350 ، او املاک بدون مالک را مصادره کرد و املاک سلطنتی را که در دوران سلطنت از دست داده بودند ، دوباره به دست آورد ؛ علاوه بر این ارتش دوباره سازماندهی شد.

مارگارت اول

وارثان والدمار پادشاهی را به اوج قرون وسطایی خود رساندند ، کوچک ترین و تنها فرزند بازمانده او ، مارگارت اول ، با شاهزاده سوئد هاکون ششم مگنوسون ، پادشاه وقت نروژ ازدواج کرده بود پسر آنها اولاف در سال 1376 به عنوان پادشاه دانمارک انتخاب شد.

مارگارت اول به عنوان قیم و نایب السلطنه تقویت سلطنت را در داخل دنبال کرد ، در سال 1380 ، زمانی که هاکون درگذشت ، اولاف که هنوز خردسال بود ، به عنوان پادشاه نروژ نیز انتخاب شد ، این نه تنها نروژ ، بلکه ایسلند ، جزایر فارو و گرینلند را نیز تحت تاج دانمارک قرار داد.

مارگارت همچنین ادعای اولاف برای تاج و تخت سوئد را تحت فشار قرار داد با این حال قبل از اینکه اولاف بتواند تاج را برای او به دست آورد ، در سال 1387 درگذشت ، مارگارت به زودی به عنوان نایب السلطنه در دانمارک و نروژ به رسمیت شناخته شد و اشراف سرکش سوئدی ، که از حکومت آلبرت مکلنبورگ ناراضی بودند ، او را به عنوان نایب السلطنه در سوئد نیز تحسین کردند.

مارگارت برادرزاده بزرگش اریک از پومرانیا را برای حکمرانی پذیرفت ، در سال 1397 در کالمار ، سوئد مارگارت بر تاجگذاری اریک به عنوان پادشاه دانمارک ، نروژ و سوئد نظارت کرد و بدین ترتیب اتحادیه کالمار سه ایالت اسکاندیناوی را تأسیس کرد اگرچه اریک که در تاریخ دانمارک با نام اریک هفتم شناخته می شود مارگارت تا زمان مرگش در سال 1412 قدرت واقعی خود را حفظ کرد.

اتحادیه کالمار

سیاست های اریک هفتم و حاکمان بعدی اتحادیه کالمار با هدف تثبیت و نگه داشتن این مجموعه نسبتاً نامتجانس از قلمرو بود ، در سال 1434 شورش در سوئد آغاز شد و روح شورش به دشمنان پادشاه در دانمارک و نروژ سرایت کرد ، او در سال 1439 توسط شوراهای دانمارک و سوئد قلمرو و در 1442 توسط نروژ برکنار شد.

تاج به کریستوفر سوم ، برادرزاده اریک پیشنهاد شد ، اما سلطنت او کمک چندانی به تقویت اتحادیه نکرد ، که پس از مرگ او در سال 1448 به طور موقت منحل شد ، بازگرداندن سوئد به اتحادیه فقط به طور متناوب موفق بود و هنگامی که کریستین در سال 1481 درگذشت ، او بر آن کشور حکومت نکرد. پسرش جان (هانس) جانشین او شد ، که در منشور تاجگذاری 1483 او به عنوان پادشاه هر سه کشور به رسمیت شناخته شد.

شورش های سوئدی تا زمان سلطنت کریستین دوم ادامه یافت ، که در سال 1513 جانشین پدرش جان ، به عنوان پادشاه دانمارک و نروژ شد ؛ پس از شکست دادن ارتش نایب السلطنه سوئد در سال 1520 ، کریستین به عنوان پادشاه سوئد تاج گذاری شد ، پس از تاجگذاری ، او بیش از 80 مخالف رژیم خود را در جریانی که به حمام خون استکهلم معروف شد ، اعدام کرد ؛ خشم نسبت به قتل عام ، شورش نهایی سوئدی ها را تشویق کرد که در سال 1523 استقلال خود را اعلام کردند ؛ که نشان دهنده پایان دائمی اتحادیه کالمار بود.

اتحادیه کالمار

جنگ داخلی دانمارک

پادشاه فردریک اول در سالهای اولیه اصلاحات ، انقلاب مذهبی که منجر به استقرار پروتستانیسم به عنوان شاخه اصلی مسیحیت شد ، سلطنت کرد ، پس از مرگ فردریک در سال 1533 ، اسقف ‌ها و دیگر اعضای ریگسراد که عمدتاً کاتولیک بودند ، انتخاب پادشاه جدید را به تعویق انداختند.

آنها می ترسیدند که نامزد آشکار ، پسر فردریک ، شاهزاده کریستین در صورت انتخاب ، بلافاصله لوترانیسم را معرفی کند ، آنها تلاش کردند تا از برادر کوچکترش هانس حمایت مالی کنند.

جنگ داخلی دانمارک در سال 1534 آغاز شد ، زمانی که شهرداران مالمو (اکنون در سوئد) و کپنهاگ از شهر شمالی آلمان ، لوبک ، یکی از اعضای مهم اتحادیه هانسی ، کمک گرفتند.

بر اساس تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر لوبکرها ، به بهانه بازگرداندن مسیحی دوم تبعید شده ، امیدوار بودند که برتری بازرگانی رو به زوال خود را بازیابند و کنترل  The Sound، تنگه بین نیوزیلند و اسکانه را که توسط دانمارک کنترل می‌شد ، در دست بگیرند ، آمدن سربازان لوبک به رهبری کنت کریستوفر اولدنبورگ در نیوزیلند در تابستان 1534 ، اشراف یوتلند و همچنین اسقف های کاتولیک را برانگیخت که به نفع کریستین سوم بودند ، رهبر نیروهای مسیحی شورش دهقانان یوتلند را فرو نشاند و سپس در سراسر فون و نیوزیلند حرکت کرد تا کپنهاگ ، آخرین پناهگاه کنت کریستوفر را محاصره کند ، سرانجام در تابستان 1536 ، کپنهاگ تسلیم شد و به اصطلاح جنگ کنت پایان داد.

دانمارک در جنگ جهانی اول

دانمارک در جنگ جهانی اول

دانمارک در طول جنگ جهانی اول بی طرف ماند ، اما درگیری تا حد قابل توجهی بر این کشور تأثیر گذاشت ، از آنجایی که اقتصاد آن به شدت مبتنی بر صادرات بود ، جنگ زیردریایی آلمانی بدون محدودیت یک مشکل جدی بود.

دانمارک چاره ای جز فروش بسیاری از صادرات خود به آلمان به جای کشورهای خارج از کشور نداشت ، سودجویی گسترده صورت گرفت ، اما تجارت نیز به دلیل درگیری و به دلیل بی ثباتی مالی در اروپا دچار اختلال بزرگ شد ، جیره بندی وضع شد و کمبود مواد غذایی و سوخت وجود داشت ، علاوه بر این دانمارک توسط برلین مجبور شد برای جلوگیری از ورود کشتی های انگلیسی به آن ، ساوند را استخراج کند.

پس از شکست آلمان در جنگ (1918) ، معاهده ورسای (1919) همه‌پرسی شلزویگ را اجباری کرد که منجر به بازگشت شلسویگ شمالی (یوتلند جنوبی فعلی) به دانمارک شد ، پادشاه و بخش‌هایی از اپوزیسیون از اینکه نخست‌وزیر کارل تئودور زاله (در سمت‌های 1909-1910 و 1913-1920) از شکست آلمان برای پس گرفتن بخش بزرگ ‌تری از استان که دانمارک در جنگ شلزویگ دوم از دست داده بود استفاده نکرد ، گلایه کردند.

طبق تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر پایان جنگ همچنین باعث شد که دولت دانمارک مذاکره با ایسلند را به پایان برساند و در نتیجه ایسلند در 1 دسامبر 1918 به یک پادشاهی مستقل تبدیل شد و در عین حال پادشاه دانمارک را به عنوان رئیس دولت حفظ کرد.

دانمارک و جنگ جهانی دوم

در طول اشغال آلمان ، پادشاه کریستین دهم به نماد قدرتمندی از حاکمیت ملی تبدیل شد ، در سال 1939 ، هیتلر به کشورهای اسکاندیناوی پیمان عدم تجاوز داد ، در حالی که سوئد و نروژ امتناع کردند ، دانمارک به راحتی پذیرفت ؛ هنگامی که جنگ جهانی دوم در آن پاییز آغاز شد ، کپنهاگ بی طرفی خود را اعلام کرد.

آلمان ، دانمارک را در 9 آوریل 1940 اشغال کرد و با مقاومت محدودی مواجه شد ، نیروهای بریتانیا با این حال ، جزایر فارو را اشغال کردند (12 آوریل 1940) و به ایسلند (10 مه 1940) در حرکات پیشگیرانه برای جلوگیری از اشغال آلمان حمله کردند پس از همه‌پرسی ، ایسلند در 17 ژوئن 1944 استقلال خود را اعلام کرد و به جمهوری تبدیل شد و اتحادیه خود را با دانمارک منحل کرد.

دولت ائتلافی جدید سعی کرد از طریق سازش از مردم در برابر حکومت نازی ها محافظت کند ، آلمانی ها اجازه دادند که فولکتینگ در جلسه بماند ، با وجود اخراج نزدیک به 2000 نفر از اعضای آن ، پلیس تا حد زیادی تحت کنترل دانمارک باقی ماند و مقامات آلمانی یک قدم از جمعیت فاصله گرفتند ، با این حال خواسته های نازی ها در نهایت برای دولت دانمارک غیرقابل تحمل شد ، بنابراین در سال 1943 ، استعفا داد و آلمان کنترل کامل دانمارک را به دست گرفت.

دانمارک و جنگ جهانی دوم

دوره پس از جنگ

کنترل دانمارک برای آلمان به طور فزاینده ای دشوار شد ، اما این کشور تا پایان جنگ در اشغال باقی ماند ، در 4 می 1945 ، نیروهای آلمانی در دانمارک ، آلمان شمال غربی و هلند تسلیم متفقین شدند ، در 5 می 1945 ، نیروهای بریتانیایی کپنهاگ را آزاد کردند ، سه روز بعد جنگ تمام شد.

در سال 1948 ، دانمارک حکومت خود را به جزایر فارو اعطا کرد ، 1953 شاهد اصلاحات سیاسی بیشتر در دانمارک ، لغو لندستینگ (مجلس عالی منتخب) ، وضعیت استعماری گرینلند و اجازه دادن به زنان برای جانشینی تاج و تخت با امضای قانون اساسی جدید بود.

اگر چه دانمارک یکی از سازمان ملل متحد در زمان جنگ نبود ، اما موفق به دریافت دعوت نامه برای کنفرانس منشور سازمان ملل شد و در سال 1945 به عضویت مؤسس سازمان ملل متحد درآمد ، با اشغال بورنهولم توسط اتحاد جماهیر شوروی ، ظهور چیزی که به جنگ سرد تبدیل شد و با درس‌های جنگ جهانی دوم که هنوز در اذهان دانمارک تازه است ، این کشور سیاست سابق بی‌طرفی خود را رها کرد و به یکی از بنیانگذاران اصلی شمال تبدیل شد.

دانمارک در ابتدا تلاش کرده بود تنها با نروژ و سوئد اتحاد ایجاد کند ، اما این تلاش با شکست مواجه شد با این حال بعداً در یک همه پرسی در سال 1972 ، دانمارکی ها به پیوستن به جامعه اروپا ، سلف اتحادیه اروپا ، رأی مثبت دادند و دانمارک در 1 ژانویه 1973 به عضویت آن درآمد.

دانمارک در دوره معاصر

دانمارک در دوره معاصر یک پادشاهی مشروطه است که توسط یک دموکراسی نماینده و مدافع قوی تجارت آزاد و حقوق بشر اداره می شود ، طبق تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر دانمارک همچنین از طریق همکاری طولانی مدت خود در زمینه توسعه به مبارزه با فقر در سراسر جهان کمک می کند.

اگر می خواهید به دانمارک مهاجرت و یا سفر کنید شاید درباره زبان مردم این کشور ابهام داشته باشید ؛ مطالعه مقاله خط و زبان مردم دانمارک تمام ابهامات شما در این زمینه را بر طرف می کند.

سوالات پر تکرار تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر

ورود اولین ساکنان دانمارک به حدود 12000 سال قبل از میلاد و زمانی که آب و هوا گرم شد و یخچال های طبیعی دوران پلیستوسن (حدود 2600000 تا 11700 سال پیش) در حال آب شدن بودند ، باز می گردد.

عصر سنگ و برنز در دانمارک ، از حدود 1500 سال قبل از میلاد ، فرهنگی را نشان می داد که مردگان خود را با کالاهای دنیوی خود در زیر گوردخمه ها دفن می کرند ، یافته های فراوان طلا و مفرغ از این دوران شامل مصنوعات مذهبی زیبا و آلات موسیقی است و اولین شواهد از طبقات اجتماعی و طبقه بندی را ارائه می دهد.

عصر وایکینگ ها در دانمارک یکی از بدنام ترین دوره های تاریخ دانمارک به شمار می رود ؛ مردم دانمارک از جمله افرادی بودند که به عنوان وایکینگ ها در طول قرون 8 تا 11 شناخته می شدند ، وایکینگ های دانمارکی در بریتانیا ، ایرلند ، فرانسه ، اسپانیا ، پرتغال و ایتالیا بیشترین فعالیت را داشتند و این افراد به خوبی کار با آهن را بلد بودند و توانستند سلاح های خیلی خوبی از آهن بسازند.

دانمارک در طول جنگ جهانی اول بی طرف ماند ، اما درگیری تا حد قابل توجهی بر این کشور تأثیر گذاشت ، از آنجایی که اقتصاد آن به شدت مبتنی بر صادرات بود ، جنگ زیردریایی آلمانی بدون محدودیت یک مشکل جدی بود.

در طول اشغال آلمان ، پادشاه کریستین دهم به نماد قدرتمندی از حاکمیت ملی تبدیل شد ، در سال 1939 ، هیتلر به کشورهای اسکاندیناوی پیمان عدم تجاوز داد ، در حالی که سوئد و نروژ امتناع کردند ، دانمارک به راحتی پذیرفت ؛ هنگامی که جنگ جهانی دوم در آن پاییز آغاز شد ، کپنهاگ بی طرفی خود را اعلام کرد.

خواسته های نازی ها در نهایت برای دولت دانمارک غیرقابل تحمل شد ، بنابراین در سال 1943 ، استعفا داد و آلمان کنترل کامل دانمارک را به دست گرفت.

دانمارک در دوره معاصر یک پادشاهی مشروطه است که توسط یک دموکراسی نماینده و مدافع قوی تجارت آزاد و حقوق بشر اداره می شود ، طبق تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر دانمارک همچنین از طریق همکاری طولانی مدت خود در زمینه توسعه به مبارزه با فقر در سراسر جهان کمک می کند.

در این مقاله تاریخ کشور دانمارک از گذشته تا معاصر را بررسی کردیم اگر دوست دارید با آسان ترین راه ها و کمترین هزینه به کشور دانمارک سفر و یا مهاجرت کنید می توانید از طریق دو شعبه تهران و شیراز با مشاورین و وکلای موسسه مهاجرتی رجبی در تماس باشید ، ما همچنین در یک مقاله تمامی راه های مختلف و قانونی مهاجرت به دانمارک را قرار داده ایم ، شما نیز می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله لینک شده را مطالعه کنید.

اگر علاقه مند به شناخت تاریخ کشورها هستید ، مقالات زیر برایتان جالب است ؛ بقیه کشورها را در بخش جستجو بیابید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rate this post